السلمي
370
مجموعة آثار السلمي
روى مىآوردند . از جمله سعد بن سلام المغربي متوّفى سال 373 ه كه از ياران أبو عمر زجاجى بود وأبو يعقوب إسحاق بن محمد النهرجورى از أصحاب أبو عمرو مكّى وجنيد متوّفى 330 ه وبو بكر طمستانى « 68 » متوّفى 340 ه وأبو العباس أحمد بن محمد دينورى متوّفى در حدود 340 ه ، به نيشابور سفر كردهاند . 8 ) به مرور زمان طبقهء سوم از رجال ومشايخ آن از شاگردان پيشروان طبقهء دوم روى كار آمدند . توسط مردان اين طبقه انديشه وآداب وأصول ملامتيه شكل نهائي خود را يافت وتعاريفى كه از ملامتيه كردهاند غالبا با اين شكل نهائي انطباق دارد نه با صورتهاى اوليهء آن . انديشهء ملامتى در أصل بنا بر تصريح حمدون قصّار وشاگردش ابن منازل ، نبرد دائمي با نفس ورعونات ورياكارىهاى آن وكوشش در پنهان داشتن نيكوئيهاى آن بود . تا آنكه پيروان متأخر ايشان ، از جمله محمد بن أحمد بن حمدون فرّاء ( متوّفى 370 ه ) كه از شاگردان أبو على ثقفى واز پيروان ابن منازل بود ، در تفسير اين أصول سادهء أولية غلّو كردند ومذهب ملامتيه كه ابتدأ جنبهء سلبى صرف داشت وبه پنهان داشتن نيكوئيها دعوت مىكرد ، به دست اين اشخاص جنبهء ايجابي يافت واز آن پس أهل ملامت مريدان خود را به مخالفت عمدى با عادات اجتماعي وابراز أطوار واعمالي كه نكوهش مردم را برانگيزد وخشم ونفرت را جلب كند دعوت كردند . اين روش در نظر ملامتيه تنها طريقهء به راه آوردن نفس وتأديب آن شناخته شد وبه صورت ركنى از أركان مذهب ملامتى درآمد . ملامتيه همچنان در غلّو خود پيش رفتند تا در دورههاى أخير - بهويژه در تركيه - به پايهاى از انحطاط افتادند كه در مسلك ايشان فرق ميان حسن وقبح وخير وشرّ به كلى منتفى شد . ليكن ما هيچگونه پيوند تاريخي وحقيقي - جز در اسم - ميان اين گروه از ملامتيه وملامتيهء نخستين ، كه عبد الرحمن سلمى تصوير آنها را بدان صورت زيبا در رسالهء خود آورده است نمىيابيم . تحليلي انتقادى از أصول ملامتيه 1 ) اولين نكتهاى كه در رسالهء ملامتيه نظر خواننده را جلب مىكند اين است كه جنبهء عملي آن بر جنبهء نظري غلبه دارد وتعليمات وقواعد وآداب مربوط به عبادات ومعاملات آن طايفه
--> ( 68 ) . صاحب شرح رسالهء قشيريه گويد « گروهى گفتهاند نسبت أو طمنسى منسوب به طمنس ، به فتح ط وكسر ميم وسكون نون ، بوده كه از قراء ماريدان است ، وكاتب در نوشتن دچار اشتباه شده ، آن را طمستانى كرده است . شرح رسالهء قشيريه ، ج 2 ، ص 8 .